یک ضدانقلاب فراری به دنبال گفتگوی نورالدین پیرمؤذن سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس با تلویزیون صدای امریکا با ذوق زدگی با قرائت شعری در مدح این ساختارشکنی پرداخت.
به گزراش رجانیوز، علیرضا نوری زاده روزنامه نگار فراری مقیم لندن که در برخی برنامه های تلویزیون صدای امریکا نیز حاضر می شود، در برنامه "پنجره ای رو به خانه پدری" تلویزیون لس آنجلسی "کانال یک"، با ابراز خوشحالی از سخنان پیرمؤذن گفت: وقتی پیرموذن دلاوری کرد و از صدای امریکا، صحبت هایی درباره انتخابات، ردصلاحیت ها و نبود آزادی در ایران بیان کرد، آن قدر در چهار ستون بدن اینها (جمهوری اسلامی) لرزه افتاد که این شعر را بدون تأمل نوشتم:
«آنها که جان و مال و جهان را یکجا،
وقتی که خانه پدری در چنگ ظالمان،
با درد و رنج همراه است،
قربانی جسارت خود کرده اند،
آنها که بانگ آزادی شان از بام شاه گلی تا خانه های کوچک مشکین شهر
از اردبیل شهر دلاوران، شهر زنان سربه فلک برده
در ستیز تا دشت های سوخته مکران جاریست،
دیروز فرزند اردبیل از دور دست عالم فریاد زد:
می میریم اما ذلت نمی پذیریم!
در بارگاه...
آنجا که جهل و جور، همراه با فساد،
ایران خسته را با تازیانه های شقاوت می کوبد
این حرف های "پیر موذن" هم عرش و فرش شان را،
هم ریش و هم عبایشان را لرزاند!»
نوری زاده در ادامه ادعا کرد: بعد از سخنان پیر موذن در صدای امریکا حکومت اسلامی یک عده اوباش را از شهرهای دیگر به اردبیل فرستاد تا با تحریک مردم آن شهر، بر ضد پیرموذن تظاهرات کنند اما مردم دلاور اردبیل به فریب اینها، نه! گفتند و از نماینده اصیل و صادق خود حمایت کردند. درود بر مردم اردبیل وآذربایجان! بچه های تبریز گل کاشتند و روز جمعه نشان می دهند که نوادگان به حق ستارخان هستند؛ نوادگان به حق دلاورانی که در صدر مشروطیت با خون خود، این نهال را آبیاری کردند.
نوری زاده جزء ضدانقلابیون فراری است که حتی در میان همکاران تلویزیونهای لس آنجلسی خود به داستانسرایی و دروغگویی معروف است. وی در تنظیم داستانهای عجیب و غریب خود از ایران ادعا می کند، این اطلاعات را از منابع امنیتی خود به دست می آورد! این در حالیست که 3 سال قبل تصاویری از وی در برخی سایتها در حال انجام چت غیراخلاقی منتشر شد که تا مدتها این تصاویر از سوی برخی شبکه های رقیب وی پخش و مایه تعجب و خنده مخاطبان می شد.
گفتگوی سخنگوی طیف موسوم به اصلاح طلب مجلس در حالی با استقبال ضدانقلاب های فراری همراه شده است که در داخل کشور هیچ یک از نزدیکان سیاسی وی حاضر به تأیید این اقدام نشده و از پذیرش مسئولیت این اقدام خودداری کرده اند.
کلمات کلیدی:
باز هم بهزاد نبوی ؟؟؟؟ افراطیون دوم خردادی در حالیکه طی هفته های گذشته به بهانه اهانت به بیت امام تلاش کردند تصویری خط امامی از خود نمایش دهند، بهزاد نبوی که از او به عنوان پدرخوانده این جریان یاد می شود، در گفتگو با نشریه دانشجویی متعلق به انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، به صراحت مهمترین نظریه سیاسی امام خمینی(ره) را زیر سوال برد و ولایت مطلقه فقیه را تخطئه کرد. به گزارش رجانیوز، نایب رئیس مجلس ششم در این گفتگو در پاسخ به دلیل سرپیچی نمایندگان مجلس ششم از دستور خارج کردن قانون مطبوعات اظهار داشت: ما آن نامه رهبری را حکم حکومتی ندانسته و نمی دانیم. رییس مجلس وقت، برداشت خودشان را اعلام کردند و آن نامه را حکم حکومتی دانستند. توصیه ای به مجلس از سوی رهبری بود که البته من خودم معتقد بودم، در احترام به آن فعلاً طرح اصلاح قانون مطبوعات را از دستور خارج کنیم و برویم با ایشان مذاکره کنیم و الا در هیچ کجای قانون اساسی نداریم که رهبری می تواندبه مجلس دستور دهد و مجلس موظف است از آن دستور تبعیت کند! وی در ادامه این گفتگو درباره ولایت مطلقه فقیه گفت: در قانون اساسی چیزی به نام حکم حکومتی نداریم. ما نظرات فقهی امام(ره) و آیت الله منتظری را که نمی توانیم مبنای اداره کشور قرار دهیم. ما باید قانون اساسی را مبنا قرار دهیم. در قانون اساسی حکم حکومتی نداریم. بله! در کتاب ولایت فقیه امام ممکن است نوشته باشد: «حدود اختیارات ولایت فقیه،حدود اختیارات الله است». خوب! این حدود اختیارات در اصل 110 قانون اساسی ما تعریف شده است. بهزاد نبوی در ادامه ادعا کرد: اتفاقاً آنطور که شنیده ام این استدلال را آقای خاتمی در همان دیدار ذکر شده با رهبری، مطرح و گفته بود اگر بخواهیم برای دفاع از رهبری نظام به فقه شیعه متوسل شویم، ولایت فقیه یک نظریه شاذ است، دو سه تا فقیه بیشتر قائل به این نظر نبودند از جمله امام؛ بنابراین برای جمهوری اسلامی سنگ بنای محکمی نیست، ما باید به قانون اساسی که یک میثاق ملی است متوسل شویم. در این میثاق ما چیزی به نام حکم حکومتی نداریم.
جواب این آقا رو در ادامه مطلب به قلم اقای خسرو پناه بخونید....
کلمات کلیدی:
کلمات کلیدی: در گزارش زیر به بررسی آمار مقایسه ای شاخصهای کلان اقتصادی در 2 دولت خاتمی و احمدی نژاد به استناد آمار رسمی بانک مرکزی پرداخت. به گزارش رجانیوز به نقل از مهر، آمارهای رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد متوسط رشد اقتصادی کشور طی سالهای 1379 تا 1383 معادل 5.5 درصد بوده است. براساس این گزارش، رشد اقتصادی کشور در سال 79 معادل 5 درصد بود که در سال 80 به 3.3 درصد کاهش یافت. اما در سال 81 این رشد به مرز 7.5 درصد رسید. در ادامه رشد اقتصادی ایران با یک روند نزولی در سال 82 به 6.7 درصد و در سال 83 به 4.8 درصد کاهش یافت. این در حالی است که رشد اقتصادی ایران در سال 84 به 5.7 درصد افزایش یافت. گفتنی است از مردادماه 84 دولت نهم روی کار آمده و عملکرد اقتصادی سال 84 را نیز باید به حساب دو دولت هشتم و نهم نوشت. در این میان، با وجود فشارهای آمریکا، رشد اقتصادی ایران در سال 85 رشد جدید 6.2 درصد را تجربه کرد. آمارهای رسمی بانک مرکزی نیزاز افزایش رشد اقتصادی ایران به 6.8 درصد طی نیمه اول امسال حکایت دارد. وزارت امور اقتصادی و دارایی هم معتقد است که رشد اقتصادی ایران باز هم افزایش خواهد یافت. تورم به استناد آمار رسمی بانک مرکزی، متوسط نرخ تورم طی سالهای 1379 تا 1383 معادل 14.1 درصد بوده به نحوی که نرخ تورم در سال 79 معادل 12.6 درصد، در سال 80 معادل 11.4 درصد، در سال 81 معادل 15.8 درصد، در سال 82 معادل 15.6 درصد و در سال 83 معادل 15.2 درصد گزارش شده است. این در حالی است که نرخ تورم در سال 84 معادل 12.1 درصد و در سال 85 معادل 13.6 درصد بوده است. نرخ تورم در دوازده ماهه منتهی به دی ماه سالجاری نیز 17.5 درصد گزارش شده است. نقدینگی گزارش مهر می افزاید: متوسط رشد نقدینگی طی سالهای 1379 تا 1383 معادل 28.9 درصد از سوی بانک مرکزی اعلام شده است. برهمین اساس، رشد نقدینگی در سال 79 معادل 29.3 درصد، در سال 80 معادل 28.8 درصد، در سال 81 معادل 30.1 درصد، در سال 82 معادل 26.1 درصد و در سال 83 معاد 30.2 درصد بوده است. در همین حال، رشد نقدینگی در سالهای 84 و 85 به ترتیب به 34.3 درصد و 39.4 درصد رسیده است. البته باید توجه داشت که هم اکنون مهار تورم و نقدینگی به اولویت اول بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. نرخ رشد نقدینگی در هشت ماهه اول امسال به 35.7 درصد رسیده است. صادرات غیرنفتی آمارهای رسمی بانک مرکزی نشان می دهد صادرات غیر نفتی کشور در سال 1379 معادل 4.181 میلیارد دلار، در سال 80 معادل 4.565 میلیارد دلار، درسال 81 معادل 5.271 دلار، درسال 82 معادل 6.636 میلیارد دلار و در سال 83 معادل 7.537 میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که صادرات غیر نفتی در سالهای 84 و 85 به ترتیب به 10.546 و 13.079 میلیارد دلار افزایش یافته است. جدیدترین آمار گمرک ایران نیز نشان می دهد صادرات غیر نفتی به 12.6 درصد در دهه ماهه اول امسال رسیده است. واردات همچنین آمار واردات کشور از روند افزایشی آن طی هفت سال اخیر حکایت دارد به طوری که میزان واردات در سال 79 معادل 15.086 میلیارد دلار، در سال 80 معادل 18.129 میلیارد دلار، در سال 81 معادل 22.036 میلیارد دلار، در سال 82 معادل 29.561 میلیارد دلار، در سال 83 معادل 38.199 میلیارد دلار، در سال 84 معادل 43.085 میلیارد دلار و در سال 85 معادل 49.292 میلیارد دلار بوده است. همچنین در 10 ماهه ابتدای سالجاری 36 میلیارد و 68 میلیون دلار کالا وارد کشور شد که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل7.6 درصد افزایش داشته است. صادرات نفت و گاز این گزارش می افزاید: درآمد کشور از محل صادرات نفت و گاز در سال 79 معادل 24.280 میلیارد دلار، در سال 80 معادل 19.339 میلیارد دلار، در سال 81 معادل 22.966 میلیارد دلار، در سال 82 معادل 27.355 میلیارد دلار و در سال 83 معادل 36.315 میلیارد دلار بوده است. این نوع درآمد کشور طی سالهای 84 تا 85 با رشدی شدید مواجه شد به طوری که در سال 84 به 53.820 میلیارد دلار و در سال 85 به 62.458 میلیارد دلار رسید. همچنین به استناد گزارشهای خزانهداری کل کشور، درآمدهای نفتی در سالهای 84 و 85 با احتساب صادرات فرآوردههای نفتی و میعانات گازی معادل 95.9 میلیارد دلار بوده است. کلمات کلیدی: کیهان : این روزها رگ های برآمده و گریبان های چاک داده مدعیان اصلاحات را در مطبوعات دوم خردادی می توان رصد کرد که معدودی از مواضع امام راحل(ره) - که می توانند از آنها بهره برداری جناحی نمایند- را به صورت گزینشی بزرگ نمایی می کنند تا مخالفان خود را به ضدیت با «خط امام» محکوم نمایند! این جماعت غالب مواضع خمینی کبیر(ره) نظیر مبارزه با استکبار، مقابله با فرهنگ بیگانه، اسلامی شدن دانشگاه ها، توسعه فرهنگ بسیج، جنگ فقر و غنا، حاکمیت دین، حذف اسرائیل از صحنه روزگار، تشکیل هسته های مقاومت و حزب الله، حذف لیبرال ها و غربگراها از مصادر حکومتی، صدور حکم اعدام اهانت کنندگان به مقدسات و... را فرو گذاشته و همه مواضع امام خمینی(ره) را به چند گزاره کلی نظیر «میزان، رأی ملت است» و «عدم دخالت نظامیان در سیاست» محدود می سازند. پنج شنبه 86.11.25 منتظر انعکاس مطلوب دو واقعه مهم در مطبوعات بودیم. اول آنکه این روز مصادف با نوزدهمین سالگرد صدور حکم تاریخی اعدام سلمان رشدی مرتد بوسیله امام راحل(ره) بود و دوم آنکه خبر شهادت ارشدترین فرمانده نظامی حزب الله لبنان، «شهید عماد مغنیه» در صدر اخبار رسانه های منطقه قرار گرفته بود. اما زهی خیال باطل که جریان رسانه ای دوم خردادی که فریاد «وا امام»شان گوش فلک را کر کرده است به این دو پدیده که اتفاقاً هر دو محصول اندیشه و منش اصولی امام خمینی(ره) است بپردازند. در مورد صدور حکم اعدام سلمان رشدی مرتد تمامی رسانه های دوم خردادی مهرسکوت بر لب زده و حاضر نشدند حتی در گوشه ای از ستون وقایع تاریخی خود از حکم امام خمینی(ره) به عنوان یک اتفاق تاریخی یاد کنند، بطوری که روزنامه اعتماد ملی «مسئله حاکمیت خوارزمشاهیان» و روزنامه اعتماد «لشکرکشی چین به فرارود» را به عنوان وقایع تاریخی مورد نظر خود بر اعلام سالگرد حکم اعدام سلمان رشدی ترجیح دادند! اما خبر شهادت «حاج عماد مغنیه» در رسانه های دوم خردادی چگونه منعکس شد؟ فراموش نکنیم «عماد مغنیه» با پیروی از اندیشه های امام راحل(ره) و در صف اول مبارزه با رژیم صهیونیستی و با هدف «محو اسرائیل از صحنه روزگار» به شهادت رسید، اما متأسفانه رسانه های دوم خردادی حتی از اطلاق لفظ «شهید» به مغنیه و «شهادت» بر کیفیت عروج او سر باززدند. بعضی از تیترهای روزنامه های دوم خردادی را مرور کنیم:
مردمسالاری: فرمانده ارتش حزب الله لبنان کشته شد! به راستی مدعیان اصلاحات که این روزها فریاد «وا اماما» سر می دهند، از «خط» کدام «امام» سخن می گویند؟ ظاهراً «امام» مورد نظر آنها حکم اعدام سلمان رشدی را صادر نکرده و بر تشکیل هسته های مقاومت حزب الله تأکید نکرده است. ظاهراً «امام» مورد نظر مدعیان اصلاحات محو اسرائیل از صحنه روزگار را خواستار نبوده و از مبارزه با استکبار و مقابله با فرهنگ بیگانه هم سخنی به میان نیاورده است. گویا «امام» مطلوب مدعیان اصلاحات بر جنگ فقر و غنا، حاکمیت دین، حذف لیبرال ها و غربگرا از مصادر حکومتی و... نیز تأکید نورزیده است! به مدعیان اصلاحات باید گفت که «عماد مغنیه»ها نماد راستین پیروی از خط امام و ولایت اند که بوی شهادت می دهند و خونین جامه به دیدار محبوب می شتابند. بر این اساس سخن گفتن از «امام» و خط خونینش کاری است سترگ که در رنگین نامه های شما نمی گنجد پس با افکار عمومی صادق باشید و «خط امام» را هزینه منافع پست دنیوی و جناحی نسازید! آقای صانعی مردم باور نمی کنند روزنامه کیهان در شماره امروز خود با درج یادداشت وارده به قلم قاسم شیرمحمدی ضمن تشکر از مقاله حسین شریعتمداری در دفاع از حریم امام(ره) نکاتی در این خصوص یادآور شد. به گزارش رجانیوز ، متن این یادداشت به این شرح است : با عرض سلام ابتدا از مقاله شما در دفاع از حریم امام(ره) تشکر می کنم، پیش از این هم هر جا نسبتی ناروا به امام عزیزمان داده می شد کیهان با استدلال قوی به مقابله برمی خاست و حق هم همین است. در مطبوعات پنج شنبه دیدم که حضرت آیت الله صانعی از اهانت یک سایت اینترنتی به نوه حضرت امام(ره) برآشفته و با ارسال نامه ای به آقای سیدحسن خمینی خطاب به ایشان نوشته است«سکوت فرزندان امام و انقلاب هم حدی دارد». بنده می خواستم با عرض معذرت به حضرت آیت الله صانعی عرض کنم متاسفانه بعید است که مردم دلسوزی شما برای بیت محترم حضرت امام را جدی بگیرند، مرا ببخشید که صریح حرف می زنم. علت ناباوری مردم آن است که جناب آقای صانعی چندی قبل، کلام حضرت امام(ره) که متن کامل آن در صحیفه موجود است را تحریف کرده و از پیش خود جمله ای به آن اضافه کرده بودند تا از طریق این تحریف آشکار، دیدگاه خودشان را به حضرت امام نسبت بدهند. حالا مردم چگونه می توانند این تناقض آشکار میان ادعا و عمل آقای صانعی را باور کنند! امیدوارم آقای صانعی ابتدا، از تحریف سخنان امام عذرخواهی کنند و بعد دلسوزی خود برای بیت معظم و معزز ایشان را ابراز فرمایند. راستی چرا موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) بعد از مشاهده این تحریف که روزنامه کیهان مستنداً به آن پرداخته بود موضعی نگرفت. من معتقدم این موسسه باید دفاع از آرمان های امام خمینی را از دولت و رئیس جمهور اصولگرا یاد بگیرد که بی محابا و با کمال شجاعت در همه محافل داخلی و مجامع خارجی از خط مبارک امام دفاع می کند. کلمات کلیدی:
کلمات کلیدی:
کلمات کلیدی: «علیالله بداشتی» مدیر گروه فلسفه و حکمت دانشگاه قم در گفتوگو با خبرنگار سرویس اندیشه و علم خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، ضمن بیان مطلب بالا گفت: پژوهشهای قرآنی هم در حوزه و هم در دانشگاه، کم و بیش موجود است، در دانشگاه رشتههای تخصصی علوم قرآنی و تفسیر موجود است و پژوهش در حوزه هم در باب فقه است، البته مؤسساتی نیز در باب قرآنپژوهی فعالیت میکنند. عضو هیئت علمی دانشگاه قم درباره چگونگی حضور علوم قرآنی در حوزه و دانشگاه گفت: قرآن در گذشته در دانشگاهها و حوزهها غریب بود اما بعد از انقلاب تا حدودی از این مهجوریت خارج شد، اما این کافی نیست؛ یعنی مشکلاتی بر سر راه پژوهشگران است که باید حل شود و اولین کار در رفع این مشکلات ایجاد انگیزه کافی برای پژوهشگر قرآنی است؛ یعنی در واقع قرآن را به عنوان یک مبنا در حوزه، دانشگاه، زندگی سیاسی و اجتماعی قرار دهیم، آن زمان است که راه پژوهش در باب علوم قرآنی و حوزه و دانشگاه گشایش خواهد یافت. وی گفت: اگر تفکر مبنایی خود را تغییر دهیم به سیر صعودی در این مسیر دست پیدا خواهیم کرد و این شدنی نیست مگر مسئولان حوزوی و دانشگاهی به این نتیجه برسند که باید نگاه را نسبت به مسائل پژوهشی عوض کرد. وی به بررسی جایگاه پژوهش در حوزه پرداخت و گفت: تا زمانیکه در حوزه نگاهها به اقوال گذشتگان در باب فقه است و کمتر به خود اجازه میدهیم که فقه خود را از قرآن استنتاج کنیم و مفسر جای خود را در حوزه پیدا نکند؛ یعنی آن جایگاهی که یک فقیه دارد برجستهتر از جایگاه یک مفسر قرآنی باشد، در این حال تازه واردان به این حیطه به زبان بزرگان نگاه میکنند برای نمونه شخصی در جلسهای آیهای از قرآن را خواند و یکی از حاضرین گفت این آیه در مکاسب هم هست عالمی که در آن جلسه بود گفت: «گویا شما قرآن را هم از روی مکاسب میخوانید.» این نشاندهنده آن است که قرآن جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. عضو هیئت علمی دانشکده الهیات و معارف اسلامی قم با اشاره به این مطلب که یکی از بزرگان میگوید: «در حوزه ما میتوان بدون فهم قرآن مجتهد شد.» گفت: این یک معضل است، اما بزرگانی هستند که میگویند منبع اصلی ما در فقه باید قران باشد و باید فقهی بر مبنای قرآن بریزیم.
وی افزود: ما تا یک نگاه کلان قرآنی از زاویه قرآن به انسان و اجتماع پیدا نکنیم، فقهی که منطبق بر انسان و اجتماع امروز باشد نمیتوانیم بریزیم، اقوال گذشتگان و احیای سنت آنها بسیار پسندیده است و جای خودش را دارد اما آن اقوال را باید در یک نگاه کلان تطبیق دهیم تا یک فقه پویا داشته باشیم. مدیرگروه فلسفه و حکمت دانشگاه قم گفت: اگر نگاه ما نسبت به قرآن، اجتماع و فقه عوض شد آن زمان قرآن جایگاه خود را پیدا میکند و مشکلات تحقیقات قرآنی برداشته میشود ولی تا زمانیکه قرآن و تفسیر قرآن به عنوان یک درس جنبی در حوزههای ما هست در واقع به مردم میآموزیم که اصل قرآن است اما در عمل، خود آن را جنب قرار دادیم و آنکه اصل است را فرع قرار دادیم و این باید عکس شود، در حوزه ما باید قرآنپژوهی و فهم آن محور اساسی قرار بگیرد و طلبه با یک نگاه قرآنی، سراغ انسان و اجتماع برود و بعد فقهی برای این اجتماع و انسان بسازد. بداشتی به جایگاه پژوهش در دانشگاهها اشاره کرد و گفت: در دانشگاههای ما رشتههای علوم قرآنی توسعی پیدا کرده است، تحقیقاتی انجام میشود اما اشکال کار آنجاست که ما در واقع همه رشتهها را در یک غالب محدود واحدی ریختهایم برای مثال آن که ادبیات فارسی میخواند و آن که علوم قرآنی میخواند هر دو باید 140 واحد را بگذارنند و این در صورتی است که در علوم قرآنی هر شاخصه بیش از تمام ادبیات فارسی مطلب دارد. وی در پاسخ به این سئوال که آیا کارشناس ادبیات فارسی شدن با کارشناس علوم قرآن شدن یکی است، گفت: خیر؛ زیرا در علوم قرانی اول باید کارشناس ادبیات عرب باشیم تا بتوانیم بر علوم قرآن داخل شویم پس اینها برابر نیستند و هر علمی اقتضای خود را دارد و با این تعداد واحدهای بسته در این رشته نمیتوان یک پژوهشگر ارائه داد چون چیزی یاد نگرفته است و واقعاً یک کارشناس و کارشناس ارشد نیست بلکه باید سرمایهگذاری شود تا یک محقق پرورش داده شود. وی در پایان این گفتوگو گفت: بحث دیگر آن است که آیا همه پژوهشها باید میدانی باشد یا خیر، باید گفت که لازم نیست همه پژوهشها میدانی باشد. ما دو جور تحقیقات داریم؛ اول تحقیقات بنیادی هستند که اساس جامعه بر این تحقیقات است و دسته دیگر تحقیقات اجتماعی است که باید به صورت میدانی باشد، مثلا چقدر به قران رجوع میشود، پاسخ به این سئوال تحقیقات میدانی میخواهد. منبع:ایکنا کلمات کلیدی:
کلمات کلیدی: عکسی از حضور رییس جمهوری در مراسم شب قدر
![]() کلمات کلیدی: درباره
صفحههای دیگر
پیوندها
لیست یادداشتها
آرشیو یادداشتها
| ||||||||||||