با سلام
امروز پس از مدتها تصمیم گرفتم سری به وبلاگم بزنم تا که مطالبی رو بنویسم که فکر میکنم از مهمترین دغدغه های من راجع به روابط موجود بین افراد تو کشور ماست: نبود ملاک برای سنجش
خیلی ها گفتند و شنیدیم که ملاک حال فعلی افراده. این جمله چیه و از کجا اومده مهم نیست اما واقعا هر چند هم این جمله درست باشه، تو جامعه ما و در اذهان خودمون بهش عمل میکنم؟
من که فکر نکنم کسی بتونه بگه که من کاملا براساس منطق و صفات موجود در فرد به دیگران نگاه میکنم و بس. واقعاً اینطور هست؟
نکته مهم در نوع رفتار با دیگران و تلقی اولیه با اونا اینه که ما باید بتونیم تناقضات رفتاری فرد رو ببینیم و براساس اونا تصویری واقعی ازش به دست بدیم نه اینکه براساس گفته های افراد در برابرشون موضع بگیریم.
خواهی نخواهی نمیشه خالی الذهن راجع به فردی بود و بعدش سعی کنیم که به کسب اطلاعات راجعش دست بزنیم ولی نکته مهم اینجاست که برای شناخت فرد اول باید نوع تلقی اون فرد رو نسبت به مسائل کلی و عمویم رو متوجه بشیم و بعدش بتونین تناقضات رفتاری که در اعمالش وجود داره رو درک کنیم. تنها در این صورته که میتونیم تصویری واقعی از فرد در ذهنمون داشته باشیم و براساس اون باهاش تعاول داشته باشیم و بتونیم گفتمان و شیوه تعامل خاصی رو انتخاب کنیم.
خیلی وقتا، نگاهم اولیه مون به افراد ناشی از بسیاری عوامل غیرمعرفتی و تاثیرگذار هستش؛ مثلا دونستن اینکه فلان فرد فرزند بهمان کس هستش خیلی تو ما تاثیر میذاره و حتی گاها سعی میکینم برخی از اشتباهات و تناقضات اون آقازاده رو توجیه کنیم و حتی چشمهای خودمون رو متهم کنیم.
البته این به معنای ظن داشتن به همه نیست( چرا که یاأیها الذین آمنوا أجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن أثم ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ) بلکه به معنای دست یافتن به یک تصویر دقیقتر از فرد برای تعامل با اون و مهمتر از اون برای دادن مشورت به دیگران راجع به اون آدم.
حداقل اینکه اگر این فرد از افراد مهم باشه و یا اینکه بالاخره یکی راجع اون از ما مشورت بخواد (که در این موارد غیبت کردن معنا ندارد یا اینکه غیبت کردن تلقی می شود اما اشکالی نداره) ما موظف به بیان چهارچوب فکری و عملی فرد مورد نظر هستیم.جالب هم اینجاست که عمل بر طبق همین ظواهر میتونه حجت باشه و به لحاظ شرعی و عرفی هم اگه چنین مشورتی دادیم اشکالی بر ما نیست.
من واقعا نمیدونم چرا ما اینقدر وابسته با برخی ملاکهای بی پایه سعی میکنیم روی همه چیز رو بپوشونیم.
حالا تازه هم شنیدم که یکی از بزرگان گفته که فرزند فرد به خود فرد(به لحاظ جایگاه و مقام و احترام) وابسته است؛ واقعا نمیدونم که مبنای این حرف چیه . این حرف وقتی درسته که اون فرزند عین پسر نوح یا خیلی از این نوع فرزندانی که از پدر و مادر خود چیزی جز شناسنامه رو به یادگار نداشته باشند.
خلاصه اگه همه ما با پدرامون متناظر باشیم خوب همه فرزند آدم(ع) و حوا ایم!
مهم اینه که
گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل